گل یاس

گل یاس

یک تابستان دیگر گذشت...

نمیدونم قد ما کوتاه بود یا قدیما برف بیشتر میومد

نمیدونم دل ما خوش بود یا قدیما بیشتر خوش میگذشت

نمیدونم سلامتی بیشتر بود یا ما مریض نبودیم

نمیدونم ما بی نیاز بودیم یا توقع ها پایین بود

نمیدونم همه چیز داشتیم یا چشم تو هم چشمی نداشتیم

اون موقع ها حوصله داشتیم یا الان وقت نداریم

نمیدونم چی داشتیم چی نداشتیم

حواست هست یک تابستان دیگر هم گذشت...

حالا باید دوباره دل خوش کنیم به آمدن پاییز

یک پاییز خوش رنگ

یه پاییزی که دلت نگیره و غروبش غم نداشته باشه

توی گوچه و پس گوچه هاش بغض نباشه...

پاییزی که مهر و آبان و آذرش تو را یاد هیچ خاطره خیسی نیاندازد

یک پاییز دوست داشتنی که شاید مال من و تو باشد

می مانیم به امید پاییزی که

نه از فاصله خبری باشد

نه از درد

نه از زخم

نه از جنگ

نه از فقر...

به امید پاییزی که وقتی به آخر رسید

جوجه ای از جوجه هایمان کم نشده باشد

به امید صلح...

به امید عشق...

به امید شیرین ترین لبخند ها...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:34  توسط ادمین  |